خرید بک لینک
در شبانه هایِ تنهایی

فکری در ذهنم تاب می خوردُ...

چنینُ ، چنان می بافدُ....

خط و نشان می کشد،

می گوید:صبح که بیایدُ...

خورشید در امتداد افق بنشیند

با یک اتفاق سادهُ، بی بهانه که

با عشق قرابت نزدیک هم ندارد

از تو عبور خواهم کرد

ا

م

ا

همین که

خیالت از میان خاطرات طلوع می کند،

احساسی خوش در دلم جوانه می زندُ

در تپشِ قلب واژه ها

بی تابی های عاشقانه را تاب می آورمُ...

چیزی شبیه گرمی یک لبخند بر حافظه ی لبانم بیدار می شود





برچسب: نویسنده: samira تاريخ: پنجشنبه 11 مهر 1392 ساعت: 15:08

صفحه بندی