Normal
0
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInteetExplorer4
/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; mso-para-margin-top:0cm; mso-para-margin-right:0cm; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0cm; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}
فقط با بخشش دیگران است که برده رنجش آنها نمی شویم
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInteetExplorer4
برچسب:
نویسنده: samira
(باسلام وصلوات بر محمد وآل محمد)
( تصمیمات اتخاذ شده جهت پیشرفت دانش اموزان)
1-برگزاری کلاس ریاضی وزبان در روز های 8ساعته
2-تهیه جزوه خلاصه ششم و آموزش آن به دانش آموزان
3-تشکیل گروه های پایه هفتم یکی کردن روش ها ی تدریس
4-جلسه توضیحی دبیران هفتم با مادران دانش آموزان به خصوص روش تدریس درس زبان هفتم توسط دبیر مربوطه
5-بر گزاری 4 آزمون پیشرفت تحصیلی در طول سال
6-تهیه دفاتر افت وپیشرفت وبرسی آن توسط معاون آموزشی دبیران
(آ قای حبیبی)
برچسب:
نویسنده: samira

برچسب:
نویسنده: samira
سلام به دوستان و همراهان همیشگی
از این که وقت باارزشتونا برای دیدن وبلاگ من میگذارید سپاسگزارم
از امروز قالب وبلاگ من به رنگ یاسی زیبا تغییر داده شد
عزیزترین عزیزم از مالزی درخواست تغییر رنگ وبلاگ را داشتن
و من به احترام دوست عزیزم و قابل احترام بودن نظرشون از قالب مشکی با گل های رزش خداحافظی کرده وبه رنگ شاد تمایل نشان دادم نا گفته نماند که این دوست عزیز ما روانشناسی بسیار محترم و قابل ستایش هستن که با راهنماییهاشون امیدوارم رنگ واقعی زندگیم را هم عوض کنم انشاالله
با ارزوی موفقیت هم برای این دوست عزیزمون وهم برای شما خوانندگان عزیز
البته ایرادی هم به اهنگ غمگین وبلاگ داشتن که متاسفانه اهنگ شاد با سلیقه ی شخصی بنده سازگار نیست
شاد زی مهر افزون
برچسب:
نویسنده: samira
برچسب:
نویسنده: samira
|
دومين فرزند برومند حضرت علي و(1) در روز سوم ماه شعبان
سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ايشان باد، در خانه وحي و ولايت چشم
به جهان گشود. چون
خبر ولادتش به پيامبر گرامي اسلام (ص ) رسيد، به خانه حضرت علي (ع ) و
فاطمه را فرمود تا کودکش را بياورد. اسما او را در پارچه اي سپيد (2) (س )
آمد و اسما پيچيد و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامي به گوش راست او اذان
و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهاي اول يا هفتمين روز ولادت با
سعادتش ، امين وحي الهي ، جبرئيل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد
اي رسول خدا، اين نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبير) چون علي براي تو
بسان هارون (5) که به عربي (حسين ) خوانده مي شود نام بگذار. (4)براي موسي
بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پيغمبران هستي . و
به اين ترتيب نام پرعظمت "حسين " از جانب پروردگار، براي دومين فرزند
فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر
او باد، گوسفندي را براي کشت ، و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موي سر او
(6) فرزندش به عنوان عقيقه (7) نقره صدقه داد. حسين (ع ) و پيامبر (ص ) از
ولادت حسين بن علي (ع ) که در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص )
که شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد، مردم از اظهار محبت و لطفي که پيامبر
راستين اسلام (ص ) درباره حسين (ع ) ابراز مي داشت ، به بزرگواري و مقام
شامخ پيشواي سوم آگاه شدند. سلمان فارسي مي گويد: ديدم که رسول خدا (ص )
حسين (ع ) را بر زانوي خويش نهاده او را مي بوسيد و مي فرمود: تو بزرگوار و
پسر بزرگوار و پدر بزرگواراني ، تو امام و پسر امام و پدر امامان هستي ،
تو حجت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجتهاي خدايي که نه نفرند و خاتم ايشان ،
(8) قائم ايشان (امام زمان "عج ") مي باشد. انس بن مالک روايت مي کند: وقتي از پيامبر پرسيدند کدام يک از اهل بيت خود را بيشتر دوست مي داري ، فرمود:بارها
رسول گرامي حسن (ع ) و حسين (ع ) را به سينه مي فشرد و (9) حسن و حسين را،
(10) آنان را مي بوييد و مي بوسيد. ابوهريره که از مزدوران معاويه و از
دشمنان خاندان امامت است ، در عين حال اعتراف مي کند که : "رسول اکرم را
ديدم که حسن و حسين را بر شانه هاي خويش نشانده بود و به سوي ما مي آمد،
وقتي به ما رسيد فرمود هر کس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست (11)
داشته ، و هر که با آنان دشمني ورزد با من دشمني نموده است . عالي
ترين ، صميمي ترين و گوياترين رابطه معنوي و ملکوتي بين پيامبر و حسين را
مي توان در اين جمله رسول گرامي اسلام (ص ) خواند که فرمود: "حسين از من و
من از (12) حسينم | ||
برچسب:
نویسنده: samira
جواب را در خلوت خود بجوئید .

برچسب:
نویسنده: samira
روزگاری در گوشه ای از دفترم نوشته بودم
تنهایی را دوست دارم چون بی وفا نیست
تنهایی را دوست دارم چون تجربه اش کردم
تنهایی را دوست دارم چون عشق دروغین در آن نیست
تنهایی را دوست دارم چون در خلوت تنهاییم در انتظار خواهم گریست و هیچ کس اشک هایم را نمیبیند
اما از روزی که با تو آشنا شدم
از تنهایی بیزارم چون تنهایی یاد آور لحظات تلخ بی تو بودن است
از تنهایی بیزارم چون فضای غم گفته سکوتم تو را فریاد میزند
از تنهایی بیزارم چون به تو وابسته ام
از تنهایی بیزارم چون با تو بودن را تجربه کرده ام
از تنهایی بیزارم چون خداوند هیچ انسانی را تنها نیافریده است
از تنهایی بیزارم چون خداوندتو را برایم فرستاد تا تنها نباشم
از تنهایی بیزارم چون هر وقت در تنهایی گریه می کنم دستان مهربانت را برای پاک کردن اشک هایم کم میاورم
از تنهایی بیزارم چون شیرین ترین لحظاتم با تو بودن است
از تنهایی بیزارم چون مرداب مرده ی تنم با آفتاب نگاه تو جان میگیرد
از تنهایی بیزارم چون کویر خشک لبانم عطش باران محبت لبانت را دارد
از تنهایی بیزارم چون به قداست شانه هایت ایمان دارم.
از تنهایی بیزارم چون تمام واژه های شعرم با تو بودن را فریاد میزند.
از تنهایی بیزارم چون هیچگاه تنهایی را درک نکرده ام
همیشه… همه جا… در هر حال… حضورت را در قلبم حس کرده ام پس بگذار با تو باشم
و عاشقانه در آغوش پر مهر تو بمیرم تا همیشه ماندگار باشم. پس تنهایم نگذار…
Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA
برچسب:
نویسنده: samira
برچسب:
نویسنده: samira

چشمهایم کمی اشک
دلم کمی غرور برای شکستن
و
گلویم کمی بغض برای ترکاندن
میخواهد
برچسب:
نویسنده: samira
برچسب:
نویسنده: samira
یکی از زیباترین نامگذاری های تقویمی در نظام جمهوری اسلامی ایران، تخصیص فاصله زمانی عیدین قربان تا غدیر بنام "دهه مبارکه ولایت" است که انصافاً با توجه به محتوای اطاعتی عید سعید قربان و حماسه ایثارگرانه پیامبران الهی در این واقعه نادر و نیز رسالتی که متوجه عید سعید غدیر بوده ...
برچسب:
نویسنده: samira
خوبین؟ سلامتین ؟
این چند روزه هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده و زندگی راکد می باشد به نوعی .![]()
جزاینکه عید قربان بود و کمی تا قسمتی دید و بازدید و صرف کباب و هله هوله خوردن بود اتفاق خاص دیگه ای نیوفتاده ![]()
دیشب همسری شیفت بود
منم از فرصت استفاده کردم و چند تا آهنگ کره ای دانلود کردم
با حال بودند ولی پسورد می خواستند که البته ما حفظ شده بودیم
اینقد سرگرم کامپیوتر شده بودم که یادم رفت برنامه مورد علاقه همسری رو که خیلی هم تاکید کرده بود رو بزارم ضبط بشه !![]()
ساعت دوازده شب رفتم که بخوابم و تازه داشت خوابم میبرد که دخترم یادش اومد که گشنشه
منم از اونجایی که شب شام نخورده بود اجباری پاشدم براش یه خورده نون و پنیرو گوجه ای که خودش درخواست داده بود و آوردم تا بخوره بعدم عین جنازه خوابیدم تا خود صبح ![]()
تا بعد ......
برچسب:
نویسنده: samira