خرید بک لینک

ما عبدل ابادیها یک مثل داریم که می گه : پینه ی زشتی از سوراخی باز بهتره

ولی راستش سوراخ باز هم چیز بدی نیست وسوسه انگیزه آدم با شنیدنش حالی به حالی می شه ولی همه سوراخهای باز خوب نیستند و خیلی هاشون هم با پینه بسته نمی شن . نمی دونم چی اتفاقی افتاده که هر کس را می بینی این همه سواخ باز داره .

من فکر می کنم ما خودمان مقصر هستیم و بدست خودمان برای خودمان مرتب سوراخ باز می کنیم تا جایی که زندگی ما سوراخ سوراخ شده و ما نمی دونیم کدوم سوراخمان را باید پینه کنیم . این سوراخهای باز تمرکز ما را بر نحوه زندگی شخصی مون گرفته تا چه برسد به تمر کز بر مسائل دیگر زندگی هیچ کس به آلودگی صوتی فکر نمی کنه هیچ کس به له شدن جوجه تیغی ها زیر چرخ ماشین ها فکر نمی کنه هیچ کس به خشک شدن دریاچه فکر نمی کنه . به نظر می رسد زیر زبان مردم زهر پاشیده ان و با پرما مغزشان را سوراخ کرده اند و احساس را از مخشان بیرون کشیده اند تا جایی که خدا نکند یکی به هر دلیلی بد بیاورد و به دهن خلق بیفتد . من که دعا می کنم خدایا مرا آب دهن خلق نکن

زندگی سوراخ سوراخی مانند زندگی گل مگلی نیست که انسان مسحور نقش و نگار ها شود و به خاطره ها مشغول گردد بلکه در زندگی سوراخ سوراخی فرد خودش را ذبح شده می بیند و هر ان منتظر یک لحظه اتفاق ناگوار است و این موجب شده که ارامش از زندگی ما دور شود . تنها راه باقی مانده فرو رفتن در یک فضای خصوصی است که آن هم نا مطمئن به نظر می رسد چرا که فرد مدام با خواسته ها و باور هایش در تضاد است او مجبور است باور های خود را مانند کالای قاچاق در دلش نگه دارد و از لو رفتن احتمالی انها احساس ترس کند

یک سوراخ گشاد اینجا هست به سوراخ ته جیب کدخدایان می ماند گویا هر چه در ان بریزی پر نمی شود می گویند این سوراخ مادر همه سوراخهاست یکی می خواهد سوراخ جیبش پر شود لذا این همه سوراخ در زندگی دیگران بوجود اورده این سوراخ بزرگ موجب ناعدالتی شده در ته این سوراخ بزرگ عده ای به عیاشی نشسته اند یکی قلبی را به سیخ و دیگری سوراخ ترد و تازه ای را به کار کشیده . در انجا عده ای با پرما نشسته اند آنها سه دسته اند گروهی که مغز را پرما می کنند تا بادهای سرد درون دهلیز های سر زوزه بکشند گروهی قلب را پرما می کنند و در ان تراشه ای می گذارند تا مبادا عشق در خون کسی جاری شود و گروهی سوراخهای صیقلی را برای برنزه شدن با تابش خورشید تف می دهند تا چه کسی تف دهد و چه کسی تف


برچسب: نویسنده: samira تاريخ: چهارشنبه 17 مهر 1392 ساعت: 17:48

صفحه بندی